June 16th, 2010 | ایران ندای

مرام نامه نهاد دفاع از دموکراسی و آزادی در ایران – ندای ایران  

 با گذشت ییش از سی سال از حاکمیت جمهوری اسلامی،اوضاع سیاسی جامعه ایران سرانجام به مرحله ای رسید که در پی خیمه شب بازی انتخاباتی خرداد 88 نشان داده شد که بحران و تضاد در بالایی ها تا چه اندازه حاد شده که دیگر نمیتوانند چون گذشته حکومت کنند و به دنبال آن اعتراض ها و تظاهرات میلیونی مردم مبیین آن بود که توده  های مردم نیز دیگر نمیخواهند که نظام جمهوری اسلامی بر سرنوشت آنان حاکم باشد

اساس شکل گیری نظام جمهوری اسلامی در بیش از سه دهه گذشته بر دروغ، جهل و سرکوب بنا نهاده شده و توده های مردم در سراسر ایران و در تمامی این دوران،جنگ، تحقیر و ستم، بی حقوقی ، فساد و نابرابری را تجربه کردند

نتیجه حاکمیت سی ساله این نظام تنها به غارت ثروت های ملی و دسترنج مردم خلاصه نشد که خشکاندن ریشه تمامی دستاوردهای بشری در زمینه حقوق زنان، دانشجویان ، جوانان و کارگران و محو تمامی مظاهر پیشرفته و انسانی در زندگی مردم بود

تجربه زندگی زیر سایه مرگ عیان ساخت که نظام اسلامی با این تناقضات بی رویه ساختاری هرگز اصلاح پذیر نبوده و هر گونه تلاش برای رفرم، خود به ناهنجاری های دیگر اجتماعی بدل میگردد . لذا خواست مردم و مبارزاتشان در جهت نفی کلیت نظام و اعلام ”نه” بزرگ به جمهوری اسلامی است ! این رژیم خود مانع اصلی بر سر راه هرگونه تحول و دگرگونی عمیق مترقی اجتماعی در ایران است، از این رو برای مردم ایران جهت دستیابی به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی راه دیگری جز سرنگونی آن باقی نمانده است

بی شک این اولین بار نبود که تقلبی در انتخابات صورت میگرفت، فوران خشم متراکم سی ساله در سینه های مردم اما اینبار در نتایج دروغین اعلام شده در این انتخابات  قلابی و استفاده از شکاف ایجاد شده در بالایی ها به طغیانی منجر گردید که علی رغم تمام سرکوبها، شکنجه ها و کشتارها کماکان ادامه دارد

بر ماست که از خواستهای بر حق مردم ایران که خواهان کشوری آزاد ، دموکراتیک و سکولار میباشند پشتیبانی کنید . جمهوری اسلامی را در کلیت آن انکار و از حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش حمایت کرده و تمام تلاشهایی که به قصد انحراف این حرکت عظیم اجتماعی و برای زد و بند از بالا عمل میکنند را افشا نماییم

مبانی خواستها و تلاشهای ما

          آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی دستگیر شدگان اعتراض های اخیر و نیز تمامی زندانیان سیاسی و عقیدنی

لغو مجازات اعدام، شکنجه و تمامی مجازات های غیر انسانی دیگر چون قصاص، سنگسار و غیره

لغو حجاب اجباری و داشتن آزادی در انتخاب پوشش

برابری حقوقی، سیاسی و اجتماعی زنان و مردان

جدایی دین از دولت، سیستم قضایی و سیستم آموزش و پرورش

آزادی بدون قید شرط سیاسی و اجتماعی ، از جمله آزادی اندیشه، مطبوعات، بیان،احزاب، تشکل ها ،همایش ها  و رسانه های گروهی

برخورداری از حقوق مساوی برای  کلیه اقوام ایرانی، تبعات خارجی، فرهنگ ها و باورهای مذهبی و غیر مذهبی

حفظ تمامیت ارضی

برابرای حقوقی گرایشات جنسی

تلاش برای اعزام هیئت های بین المللی به ایران به منظور بررسی جنایت های سی ساله جمهوری اسلامی در جهت معرفی و محاکمه علنی آمرین و عاملین قتلها، ترورها و شکنجه ها و رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران

پشتیبانی از خواست ها و مبارزات زنان، دانشجویان ، کارگران و سایر جنبش های اجتماعی

تلاش برای پیشبرد و قبولاندن تحریم سیاسی رژیم از سوی دولتها و مجامع بین المللی به دلیل نقض واضح حقوق بشر

بی شک پیش شرط تحقق یافتن مبانی و خواستهای فوق؛ سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و برچیدن نهادهای سرکوب این رژیم و دفاع از برگزاری یک رفراندوم آزاد تحت نظارت مجامع بین المللی برخواسته از اراده بلاواسطه مردم به منظور تعیین حق سرنوشتشان می باشد

نهاد دفاع از دموکراسی و آزادی در ایران – ندای ایران ، متشکل از جمعی از ایرانیان ساکن اتریش با نظرگاههای گوناگون می باشد . این جمع با حرکت از اشتراکات نظری بر مبنای منافع و خواست های عموم مردم ایران معتقد به سکولاریسم ، دموکراسی و آزادی در ایران بوده ، به جنبشی مستقل و متکی به اراده مردم برای تغییر نظام جمهوری اسلامی در ایران باور دارد

در این راه دست شما را به گرمی می فشاریم  

 

  

 

ماراتن وین 2010

May 5th, 2010 | ایران ندای

MARATON

April 20th, 2010 | ایران ندای
 

مبارزه مردم کردستان ، حلقه ای از زنجیره مبارزات مردم ایران

جمهوری اسلامی سحرگاه  یکشنبه 19 اردیبهشت دست به جنایتی دیگر زد و پنج تن از فرزندان آ زادۀ ایران را که سالها در زندانهای مخوف رژیم شکنجه شده و محبوس بودند با اتهامات واهی به دار آویخت  .ایجاد ترس و  واهمه در دل مردم ایران که در آستانه یک سالگی آغاز علنی اعتراض ها و تظاهرات عمومی علیه این رژیم 

قرار دارند و هراس هر روزه از اوج یابی مجدد این مبارزات، خود یکی از اهداف انجام این جنایت دولتی بود

به د نبال این جنایت ، اعتراض مردم مترقی و آزادیخواه در بسیاری  از کشورهای جهان و بویژه در افعانستان، عراق و ترکیه شکل گرفت و اوج این مبارزات، اعتصاب عمومی در کردستان ایران بود

مردم مبارز کردستان، راهپیمائی های میلیونی یک ساله در تهران را با اعتصاب سراسری  تداوم بخشیدند. قطع تلفنها و حبس خانگی اعضای خا نواده های اعدام شدگان و عدم تحویل اجساد آنها به خانواده ها  عمق وحشت رژیم  را حتی ازاجساد قربانیان و اوج یابی مبارزات مردم نشانگر است

مسئولان امنیتی و قضائی رژیم در توجیه حکم اعدام برای این زندانیان که چها ر تن از آنان کرد بودند به اتهامات واهی 

تجزیه طلبی و قصد بمب گذاری از سوی آنان را طرح نموده که همگی نشان از توطئه ای حساب شده از سوی این

 آدمکشان داشت. نامه هائی که فرزاد کمانگر،  معلم آگاه و مبارز کرد بویژه از زندان  نگا شت  گویای افکار  ،

مترقی و حق طلبانه فردیست که به آزادی و حقوق انسانی ساکنین  ایران باور داشت. این انسان مبارز طی  مصاحبه ای در زندان پاسخ به اتهام تجزیه طلبی صراحتا گفت : من از احمدی نژاد ایرانی ترم 

رژیمهای دیکتا توری گوشها و چشمها به واقعیتها ی موجود در جامعه خود می بندند و علت وقوع بحرانهای  داخلی و اعتراض های توده ها را به خارج از مرزها و توطئه  بیگانگان نسبت می دهند

دیکتا تورها چون تنها به حفظ موقعییت خویش می اندیشند، آزادگی ، دگراندیشی و خواسته های مردم را وقعی نمینهند 

 فرقی نمی کند این دیکتاتور چه از جنس فاشیسم هیتلری باشد یا مسلمان طالبان ویا فاشیسم  جمهوری اسلامی 

تک صدائی و  مطلق گرائئ صفت مشخصه تمامی آنان است

برای آنان خواسته های کارگران برای عدالت اجتماعی، محاربه با نظام تلقی می گردد!

برای آنان مطالبات زنان ، رواج فحشا و فساد است!

برای آنان  طرح حقوق ملیتها ، مترادف با جدائی طلبی محسوب می گردد!

برای آنان طرح مطالبات معلمان ، بر هم زدن امنیت کشور قلمداد می شود!

برای آنان مبارزه دانشجویان برای آزادی اجتماعی ، اقدام علیه امنیت ملی معنا میدهد!

برای آنان خواست آزادی بیان از سوی  نویسندگان و روشنفکران افساد فی الارض می باشد!

برای آنان اعتقاد به سایر مذاهب و باورها ، عین کقر است!

واقعیت این است که  مبارزه تمامی این طبقات  و اقشار اجتماعی در جای جای ایران جاریست، چرا که سیاست  جمهوری اسلامی  در سرکوبی این خواستها سراسریست

جمهوری اسلامی با سیاست واحدی تسمه از گردۀ تمامی مردم ایران  اعم از کرد، فارس، آذری، عرب، ترکمن و بلوچ می کشد. این درد مشترک است،  فریاد یکیست ، پس مبارزه نیز یکی خواهد بود

دیکتاتورها بیهوده تلاش می کنند  مبارزه ملیتها ی ساکن ایران را  که خواستار حق و حقوق خود در ایرانی آزاد و آباد می باشند را جدائی طلبی عنوان نمایند، این رسم آنان است که تهمت را بجای پاسخ به خواستهای حق طلبانه مردم قرار دهند

مردم ایران اما همه یک دل، آزادی و عدالت اجتماعی و دموکراسی را فریاد می کنند، حال با هر زبان و گویشی

 آنها به منافع  مشترک خود در اتحاد و همبستگی واقفند و خواهان ایرانی سرفراز تنها فاشیستها این اتحاد را بر نمی تابند  

 نهاد  دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – ندای ایران

هجده مه 2010

===================================

خجسته باد اول ماه مه ، روز جهانی کارگر

جامعه ایران آبستن تحولات اجتماعی عمیقی است، این تحولات ریشه در شرایطی دارد که دو قطب حاکمان سیاسی و اقتصادی از سویی و از دیگر سو کارگران، زحمتکشان و سایر اقشار مردم در آن بسر می برند.

سران و مقامات جمهوری اسلامی که اساس حاکمیت خود را بر غارت دست رنج توده ها و ثروت های ملی و بویژه نفت قرار داده اند، در پی تبعیت از سیاست نئولیبرالیسم سرمایه داری جهانی، اقتصاد بیمار ایران را به سمت خصوصی سازی های گسترده هدایت کردند و دست کارخانه داران و صاحبان صنایع و کارگاه ها برای استخدام قراردادی کارگران را با زتر نمودند که اولاً حقوق و مزایای کارگران را محدود و در ثانی کارگران را در صورت بیکاری از حمایت قانون تأمین اجتماعی محروم می سازد.

لیکن در نبود اقتصادی با برنامه و ملی، از آنجائیکه نبض اقتصاد در دستان سرمایه داری تجاری و بازار می تپد، هزاران کارگاه و کارخانه در پی رقابت با کالاهای خارجی ارزان به محاق تعطیل گرفتار آمدند که البته سرمایه داران  نیز جبران زیانهای خود را از جیب کارگران میسر می بینند. لذا کارگران اولین قربانیان ورشکستگی و تعطیلی کارخانه ها می با شند. رشد روز افزون اخراجها در سال جاری ابعاد هولناکی را بخود گرفته که فقط بطور نمونه در مجتمع صنعتی عسلویه  تعداد کارگران از۴۰۰ هزار نفر درسال ۸۳  به ۴۰۰۰  نفر در سال۸۹ رسیده است.

و یا به گفته ارگانهای رژیم در۵۰۰  کارخانه  دستمزد های ۲۰۰ هزار  کارگر از۳  تا۵۰ ماه به تعویق افتاده است. و باز از قول منابع رژیم: هم اکنون  نرخ  بیکاری ۱۳ درصد بوده  که در سال آینده به ۱۴ تا ۱۵ درصد خواهد رسید. این در حالیست که رشد قیمتهای مواد و کالاهای اساسی مورد نیاز مردم اعم از انرژی  یا غذایی، روزانه بوده و وزارت کار رژیم حداقل دستمزد کارگران را۳۰۰  هزار تومان  یا به عبارتی ۲۱۵ یورو در ماه تعیین کرده، در حالیکه خط فقر در ایران رقمی معادل ۹۰۰ هزار تومان  یعنی۶۴۳  یورو می باشد.

در این شرایط گر چه رژیم  برای شکست مبارزات کارگران به سرکوب آنان و دستگیری رهبران جنبش کارگری دست می زند، اما مبارزه کارگران در اشکال متفاوت و ابعاد وسیعی ادامه  دارد.

رژیم جمهوری اسلامی که خود  پس از تقلب آشکار انتخاباتی در ماه یونی  سال گذشته در بحران سیاسی بی سابقه ای بسر می برد از هر گونه شکل گیری تشکلهای مستقل کارگری واهمه داشته و فعالین و رهبران آن را دستگیر و زندانی می کند. هم اکنون  منصور اسانلو و ابراهیم مددی از رهبران  کارگران اتوبوسرانی تهران و جلیل احمدی و فریدون نیکو فرد از رهبران کارگران هفت تپه و دهها کارگر دیگر در زندان بسر می برند.

رژیم اما آماج مبارزات و اعتراضات اقشار دیگر جامعه، چون زنان، دانشجویان، معلمان  که در پی کسب آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی می باشند قرار دارد. پاسخ این رژیم دیکتاتور به خواستهای برحق توده ها اما دستگیری، شکنجه، تجاوز زندان و اعدام بوده است.

دیکتاتورها راه دیگری را به توده های مردم برای کسب خواستهایشان جز تشدید مبارزه و ارتقاء آن به اشکال مبارزاتی مؤثرتر از نمونه اعتصاب عمومی اقتصادی و سیاسی نشان نمی دهند.

 جمهوری اسلامی قادر به ایجاد جامعه ای انسانی بر مبنای عدالت، آزادی و دمکراسی و رفاه نیست، هم از این روست که کارگران و زحمتکشان نیز در تقابل با این رژیم نه بزرگی به آن گفتند و مبارزات خود را تا برچیدن کلیت این نظام ادامه  می دهند.

کارگران ایران در این مبارزه اما تنها نیستند، یقیناً کارگران سراسر جهان پشتیبان آنان می باشند.

نهاد دفاع از دمکراسی وآزادی در ایران – ندای ایران     اول ماه مه 2010
 
==========================================
 
 
فراخوان
 
   

 

 
Ballhausplatz / Volksgartennische
 
 
 
 
====================================
 
 
 
فراخوان
 

هم میهنان آزادیخواه
اول ماه مه ، روز جهانی کارگر در پیش است
در دفاع از مطالبات و خواستهای آنان مراسمی را در این روز از ساعت 8 صبح در مقابل پارلمان وین برگزار مینماییم
شرکت در این مراسم نمایانگر همبستگی با کارگران و زحمتکشان جهان و ایران است

نهاد دفاع از دمکراسی و آزادی در ایران – ندای ایران

====================================================

يک دونده اتریشی ماراتن بزرگ وین ، را با بازوبند

ندای ایران دوید

اشتفان مایر هوفر ، دونده سی ساله اتریشی ماراتن بزرگ وین ، را با بازوبند ندای ایران دوید . وی در گفتگویی با ندای ایران خطاب به مردم میهنمان گفت : راه شما مانند دو ماراتن میباشد . این مسیر ممکن است به نظر طولانی و دشوار بیاید ولی این را به خاطر بسپارید که بهترین قسمت ماراتن زمان نزدیک شدن به هدف است چرا که هدف را جلو  چشمان خود میبینید و رسیدن به آن را با تمام وجود لمس می کنید

 44
000000001 ===================================================

دو نکته دیگر در رابطه با جمهوری اسلامی ایران

26366_428354456040_335773496040_5622267_8267044_n1

نکته اول :

آنچه ما را وادار به نوشتن این مطلب میکند افشای تزویر و ریای حکومتیست که چندیست به مثابه سیاست خارج از کشوری توسط نهادهای گوناگون آن از مسجد و مرکز فرهنگی تا کنسولگری و سفارتخانه به اجرا در می آورد و آن نه تنها گسیل نمایندگان فرهنگی خود در برگزاری کنسرت های موسیقی و یا برپایی نمایشگاههای عکس و نقاشی و فستیوال فیلم ، که این بار در برگزاری مراسمی صد درصد ملی چون “نوروز” میباشد .
برپایی جشن هایی که با هزینه های آنچنانی از میهمانان ! با موسیقی و شیرینی و شام پذیرایی میکنند ، حاجی فیروز و رقص های روحوضی ارائه میدهند و دست افشان و پای کوبان به برگزاری مراسمی میپردازند که فقهایشان در ایران آن را به جز “حماقت پدران این ملت ” نمیبینند و در آرزوی جایگزینی اعیاد مذهبی چون فطر و قربان به جای چهارشنبه سوری ، عید نوروز و سیزده بدر میباشند .
امسال اما برپایی این مراسم برای رژیم در خارج از کشور حیاتی بود ، چرا که در پی آگاهی افکار عمومی جهانیان به ماهیت دیکتاتوری، ارتجاعی و جنایت کارانه رژیم در سرکوب خواست آزادی و دموکراسی مردم ایران بایست که به خیال خود زنگ از نمای بیرونی زندان ایران بزداید و ظاهری عامه پسند به آن دهد.
صرف میلیونها دلار در اجاره سالنهای مجلل در کشورهای مختلف، توزیع شام رایگان، دعوت از دلقکان درباری برای اجرای مراسم ملی و هنری !!! ، دعوت از دیپلماتها و نیز هم مسلکان عرب و ترک و افغان برای پر کردن سالن ها، همه و همه در این راستاست که دستگاه تبلیغاتیشان باز به راه افتد و از “بسیج میلیونی مردم پشتیبان جمهوری اسلامی” و ” بیعت با رهبری” جار زند و بی توجه به اعتراضات مردم در ایران و نیز کشتارها، سرکوبها، زندان نمودن ها و شکنجه ها، ژست علاقمند به فرهنگ و سنن ایرانی بگیرد تا به زعم خود، آنهمه جنایات خود و فداکاری و مبارزه مردم ایران را در سایه قرار دهد .
جای تامل اینجاست که هیچ یک از این ترفند ها، از حذف پوشش اسلامی خانم ها تا دیگ های خورش و دیس های پلو و رقص های رو حوضی نه تنها مشروعیت نظام را تایید نمی کنند که مضحکه آن را بیشتر فاش میکنند .
مردم ایران با مبارزات خود به جمهوری اسلامی “نه” بزرگی گفته اند و در تلاش برای تحقق آن هستند. وجود و شرکت قلیلی ” کیک و ساندیس خور” چه در ایران و چه در خارج نیز برایتان پشتوانه نمی شود. آنها توده بی شکلی هستند که در پی منافع مادی و شکمی خود قابلیت و استعداد تطبیق با هر شرایطی را داشته و تغییر رنگ از خصایص آنها میباشد.
مطمئن باشید که در فردای اوج گیری دوباره مبارزات توده های مردم برای سرنگونی این نظام ،اولین جماعتی که پشتشان را خالی می کنند، همین ها خواهند بود!

 

نکته دوم

در تقویم رسمی جمهوری اسلامی در کنار دهها وفات و تولد و رحلت و ضربت و هجرت و سالروز … ، “دوازده فروردین” از ویژگی خاصی برخوردار است؛ روز تولد رسمی نظام جمهوری اسلامی. روزی که کماکان رژیم نتایج رفراندوم برگزار شده در این روز را اساس مشروعیت خود میداند.
اگر چه شرکت اکثریت مردم ایران دردوازدهم فروردین سال 1358 در رفراندوم “جمهوری اسلامی آری یا نه ” و رای مثبت 2/98 درصدی مردم، خود یک واقعیت ثبت شده در تاریخ میباشد، اما هر چه از آن سال گذشت فرو ریزی آرزوها و آمال همان رای دهندگان که جز آزادی، برابری و دموکراسی نبود در مواجهه با واقعیت وجودی جمهوری اسلامی رنگ باخت تا جایی که به جرات و اطمینان میتوان گفت که اگر دوازدهم فروردین امسال یعنی سی و یک سال پس از آن رای گیری تاریخی بار دیگر همان رفراندوم یعنی “جمهوری اسلامی آری یا نه ” برگزار شود اینبار رای “نه” همان اکثریت قریب به اتفاق مردم از صندوق ها بیرون خواهد آمد، با توجه به اینکه جمعیت ایران در رفراندوم اول 35 میلیون و اکنون 74 میلیون میباشد.
بزرگداشت سالروز ملی در برخی کشورها خود طلیعه ایست وحدت بخش، افتخار آفرین و نیرو زا که شاهد جشن و سرور مردم در این روز تاریخی و صحه غرور آفرین بر رخداد آن میباشد، همچون انقلاب کبیر فرانسه و یا سالروز استقلال دهها کشور از قید و بندهای نظام های مستبد یا استعماری داخلی و خارجی که اساس رشد و تکامل و پیشرفت مرحله بعدی زندگی آن جامعه را رقم میزند.
در ایران اما این سالروز جز افسوس، پشیمانی، خشم، اندوه و سرافکندگی، احساسی در اکثریت قریب به اتفاق توده های مردم ایجاد نمی کند.
افسوس از کلاه بزرگی که به سرشان رفت و خشم از عقب گرد تاریخی- اجتماعی از فردای آن رفراندوم.
وجه دیگر این روز تاریخی، اولین قلدری سیاسی آشکاری بود که این نظام و به ویژه بنیانگزار آن خمینی، در حیات سی و یک ساله خود مرتکب گردید و آن به هم ریزی قواعد برگزاری رفراندوم در جهان بود.
قاعده آن است که در خلاء نظام سیاسی بایست که آلترناتیو های مختلف به رای گذاشته شود آن هم با ایجاد شرایط تبلیغ و ترویج برابر در شرایط زمانی مشخص برای همه آلترناتیوها. نه آنکه ” آری یا نه ” به یک گزینه . این خود اولین فرمان در نقض و بعد ها قربانی نمودن دموکراسی در ایران بود.
واقعیت توهم مردم نسبت به گفتار و شعارهای سران وقت جمهوری اسلامی در سال 58، اعتراضی به این سیاق دیکتاتورمنشانه از سوی بخشی از نیروهای سیاسی – اجتماعی و مردم را به حاشیه راند و همان امضای چک سفیدی شد که رژیم در پی دستیابی به آن بود تا بر اساس آن ایران را در پس سی و یک سال حاکمیت خود از لحاظ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به ویرانه ای بدل سازد.
اوج تقلب های سی و یک ساله و هتک حرمت به آرای مردم، در انتخابات خرداد 88 بود و اینبار در نبود آزادی های سیاسی، مردم ناچار به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب بین بد و بدتر شدند. نتیجه در سیاهه جمهوری اسلامی چون روز روشن بود؛ تقلب در انتخابات !
اینبار اما مردم خشمگین از سی سال فریب و ریا به مبارزه ای رو در رو با رژیمی دست زدند که ماهیت وجودی آن بر دیکتاتوری و ارتجاع و غارت قرار دارد.
رژیم اما همان رژیمی است که از پس رفراندوم سال 58 برآمد و مشروعیت خود را از نتایج آن برگرفت لیک با علم بر نارضایتی مردم امروز به رفراندومی حتی همانند همان رفراندوم سال 58 رضایت نمیدهد.
مردم اما همان مردم سی سال پیش نیستند، مردم رای نه خود را به جمهوری اسلامی همه روزه در خیابانها، کارخانه ها، دانشگاهها و مدارس اعلام میکنند.
مبارزه مردم در راستای نفی قانون اساسی نظام، نفی اصل ولایت فقیه و ایجاد حاکمیت خود آنان میباشد.
نهاد دفاع از دموکراسی و آزادی در ایران – ندای ایران / 12 فروردین

مطلع شدیم “منوچهر متکی” وزیر امور خارجه ایران به دعوت وزیر امور خارجه اتریش برای انجام پاره ای مذاکرات ( پشت پرده ) امروز شنبه 24 آپریل به وین پایتخت اتریش سفر میکند
سفر “ولادیمیر پوتین” در همین روز به وین ، از دیگر سو شایعه ملاقاتهای پنهانی دولتهای متبوعه آنها را قوت میبخشد
دعوت از نماینده این رژیم جنایتکار و ناقض حقوق بشر ، در راستای همکاری و مشروعیت بخشیدن به آن بوده ، لذا ضمن محکوم نمودن آن ، در تاریخ یکشنبه 25 آپریل از ساعت ده صبح تا دوازده  در تجمعی اعتراضی در محل ذیل شرکت میکنیم
 

چهارشنبه‌سوری

April 5th, 2010 | ایران ندای

526111213141

چهارشنبه سوری/وین2010

March 21st, 2010 | ایران ندای

ch

March 21st, 2010 | ایران ندای

dsc_0006

March 15th, 2010 | ایران ندای

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

March 15th, 2010 | ایران ندای

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.